
رفیق که باشی...
فرق نمیکند که زن باشی یا مرد...
بزرگ باشی یا کوچک.دور باشی یا نزدیک...
رفاقت فاصله هارا پر میکند...
گاهی باحرف.گاهی با سکوت...
نسبت هابی معنی میشود...
فرقی نمیکندمادرباشی.یافرزند یا همسر...
رفیق که باشی...فرق نمیکندکدام خون دررگهایمان جاریست...
ازکدام نسلیم یاکدام فصل...
کدام سقف بالای سرمان.کدام خاک قلمرومان...
رفیق بدون لفظ ظریف است...
نه مقدس مثل عشق.نه سرسری مثل همسایه...
یک سود.دوسویه...
نه تنها میان من و تو...میان من ومن...
رفیق که باشی انتظارها تهدید نیستند!...
یک بازی بدون بازیچه فرقی نمیکند جیب هایت پراست یاخالی...
هرچه هست میان دستهای توست.درفکرت.درقلبتوعملت...
رفاقت نه وصل است ونه فصل.گرهی میان من و دنیا...
مرارفیق خواندی.اعتمادهابالفظ تو رنگ می گیرد...
می شود همسر.همسفر.هم کاسه.هم حرف...!